بگفتیم در باب احسان بسی
ولیکن نه شرط است باهر کسی
بخور مردم آزار را خون و مال
که از مرغ بد، کنده بِه پر و بال
یکی را که با خواجهی توست جنگ
به دستش چرا میدهی چوب و سنگ؟
برانداز بیخی که خار آورد
درختی بپرور که بار آورد
کسی را بده پایهی مهتران
که با کهتران سر ندارد گران
مبخشای بر هر کجا ظالمی است
که رحمت بر او جور بر عالمی است
جهانسوز را کشته بهتر چراغ
یکی بِه در آتش، که خلقی به داغ
هرآنکس که بردزد رحمت کند
به بازوی خود کاروان میزند
جفا پیشگان را بده سر به باد
ستم بر ستم پیشه عدل است و داد
(شعر از سعدی)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر